تبليغاتX
live-is-love-&-love-is-GOD

live-is-love-&-love-is-GOD

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی... ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم...

به یاری اهورا مزدا


توئی زاده کوروش نامدار
         شهنشاه پیروز دشمن شکار
که منشور آزادگی بر نوشت    
بشر را به آئین برابر نوشت

(استاد بادکوبه ای)

کورش بزرگ بزرگمردي بي همتا که از برجسته ترين مردان همه


روزگاران بوده وتا ايران (بزرگ) نامي در جهان دارد به نام نامي او

ميبالد وهرگز فراموش اش نخواهد کرد. اين شهريار فرزانه کمک به

مردمان را آرمان خويش ساخته وياري ستمديدگان از رفتارهاي

هميشگي او بود.

خوشروئي وبزرگواري نيز منش هائي بودند که اين شاه بزرگ را از

خود بزرگ بيني دور داشته وفروتن مينمود.

به همين روي ايرانيان اورا "پدر" يونانيان "دادگر" ويهوديان "مسيح" مي

خوانند.


(برای مطالعه مطلب بصورت کامل به ادامه نوشته مراجعه کنید.)



ادامه ی نوشته

+نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1388/08/10و در ساعت10:49 AM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

آنسوی دلتنگیها همیشه خدآئی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست...


+نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1388/08/07و در ساعت3:51 PM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

من تو این وبلاگ ترانه نمینویسم. ولی دیدم این ترانه انقدر قشنگه که نمیشه ازش گذشت. ببخشید که این دفعه ترانه نوشتم.


گفتی عروسکِت بگَم
مترسکم زیادیته

گریه و آه و نالَتم
ادا اصورو بازیته

دَم از رفاقت میزدی
زالو از آب دراومدی

سگ ازتو باوفاتره
بساگی نارو زدی

این دفعه کور خوندی عزیز
اشکهای تِمساحتو نریز

خونتو آخر میریزم
یه جا با یه خنجر تیز

برو دیگه نبینَمت
مَشق شَبامو خط زدی

هرچی حالیت نیست
عوضش
پیچوندنو خوب بَلدی

برو صداتو نشنوم
لَجَم میگیره از صدات

برو یه جائی که دیگه
نِگام نیوفته تو نگات

گفتی خرابِ تو بشم
خونه خرابِ تو شدم

آتیش بزندگیم زَدی
نقشِ برآبِ تو شدم

من که واسَت ساده بودم
بخاکت اوفتاده بودم

خیر از جوونیت نبینی
نگو که دلداده بودم

میبینم چه جوری جون میدی
عمراً حَلالِت نکنم

هرچی که نفرین بلدم
نِثارِ روحت میکنم

برو دیگه نبینَمت
مَشق شَبامو خط زدی

هرچی حالیت نیست عوضش
پیچوندَنو خوب بَلدی

برو صداتو نشنوم
لَجَم میگیره از صدات

برو یه جائی که دیگه
نِگام نیوفته تو نگات

+نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1388/07/08و در ساعت3:30 PM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

هيچ لحظه ای دردناکتر از آن نيست که انسان مجبور باشد برای هميشه از کسی که با تمام وجود دوستش دارد جدا شود.


+نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1388/07/08و در ساعت9:23 AM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

هر چند که دور از تو و پیش دِگرانم

هرجا که روم نام تو آید بزبانم

هرجا که روم یاد تورا میکند این دل

در قلب منی گرچه میان دگرانم...

+نوشته شده در تاریخ شنبه 1388/07/04و در ساعت9:10 AM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

وقتی از چشمام رفتی تازه با دلم دیدمت
تازه برگشتم به خاطرات تازه فهمیدمت
رفقای رنگ و وارنگ اومدن به شهر چشمام
ولی با این همه آدم بعد تو همیشه تنهام...


                    شاعر: مونا برزوئی

+نوشته شده در تاریخ شنبه 1388/07/04و در ساعت8:12 AM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |

آدمك آخر دنیاست، بخند
آدمك مرگ همینجاست، بخند
دست خطی كه تو را عاشق كرد
شو‌خی ِ كاغذی ِ ماست، بخند
آدمک خَر نشوی گریه کنی
کُل دنیا سرابست، بخند
آن خدآیی كه بزرگش خواندی
به خدآ مثل تو تنهاست ، بخند

فكر كن درد تو ارزشمند است
فكر كن گریه چه زیباست، بخند
صبح فردا به شبَت نیست كه نیست
تازه انگار كه فرداست، بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست، كه درجاست، بخند
آدمك نغمه ی آغاز نخوان
به خدآ آخر دنیاست، بخند

+نوشته شده در تاریخ شنبه 1388/07/04و در ساعت7:56 AM بوسیله ی مدیر وبلاگ pedi | |